از وقتي عاشقت شدم زندگيم عوض شد. تك تك لحظه ها واسم عزیز شد. بهونه زندگیم این وبلاگو درست کردم تا همه بدونن چقدر دوست دارم، چقدر عاشقتم، با همه وجودم دوست دارم عزیزم. صدف لطفا یادتون نره برامون ردپاتونو به جا بزارید
به محضرت باید دشواریهای زیادی کشید، باید از گذرگاه راهزنان عاطفه، از کویری که در تسخیر صیادان اشک و دریایی که مستعمده دزدان صداقت است گذشت.
سلامی نه از روی ریا و جهت ارضاء هوس بلکه سلامی به صداقت شبنم و یکرنگی گل
یادگاری بهانه ای برای به یاد ماندن
اینجا که میرسم آرام آرام چشمهایم خواب خوش را به من می دهند. هنوز مژه هایم یکدیگر را در آغوش نگرفته اند که فکر تو سراغم می آید.
قلم در دستانم خشکیده و بر روی کاغذ می لغزد و دلیل آن دل من است که می گوید که بنویسم ترا دوست دارم
به حرمت رنگ سبز، به حرمت زیبایی سفر نسیم، به حرمت سخاوت دریا، به حرمت شهامت قلم و در یک کلام ترا دوست دارم به حرمت لحظه های انتظار نمی گویم خداحافظ، به امید دیدار
I Love you from the core of my heart
روی گلبرگ گل سرخ نوشتم نگاهت را میان آسمان ها تا همیشه قاب کردم، می توانم با جرأت بگویم دوستت دارم، عاشقت هستم... دوستت داشتم، عاشقت بودم... دوستت خواهم داشت و عاشقت خواهم ماند
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند دردل انگیزترین رایحه خاطر من عطر یک بوسه تکرار کشان می رقصد پله هایی که به افرازترین کوه امید وحشتی سرد که رسوایی پنهان شده را در بتی گرم به پیشانی من می کوبد من تو را صد بار خواهم بوسید شاید آن شادی و لرزش که نخستین بوسه در وجودم افکند باز تکرار شود
می خواهم ترا ببینم برای دیدن تو نه یک بار، نه صد بار نه یک چشم، نه صد چشم به تعداد نفسهام همه ی چشمهارو می خوام
هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم___هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم
همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي
چه زيان ترا كه من هم برسم به آرزويي
به كسي جمال خود را ننموده اي و بينم همه جا بهر زباني بود از تو گفتگويي غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم تو ببر سر از تن من ببر از ميانه گويي بره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويم شده ام ز ناله نالي، شده ام ز مويه مويي همه خوشدل اينكه مطرب بزند به تار چنگي من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي چه شود كه راه يابد سوي آب تشنه كامي؟ چه شود كه كام جويد ز لب تو كامجويي؟ شود اين كه از ترحم دمي اي سحاب رحمت من خشك لب هم آخر ز تو تر كنم گلويي بشكست اگر دل من به فداي چشم مستت سر خم مي سلامت شكند اگر سبوئي همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا تو قدم به چشم من نه بنشين كنار جويي نه به باغ ره دهندم كه گلي بكام بويم نه دماغ اينكه از گل شنوم به كام بويي ز چه شيخ پاكدامن سوي مسجدم بخواند رخ شيخ و سجده گاهي سر ما و خاك كوئي نه وطن پرستي از من به وطن نموده ياري نه ز من كسي به غربت بنموده جستجويي بنموده تيره روزم، ستم سياه چشمي بنموده مو سپيدم، صنم سپيد روئي نظري بسوي (رضواني) دردمند مسكين كه بجز درت اميدش نبود به هيچ سوئي
ترو تو گریه می بوسم،ترو که غرق لبخندی با این حالی که من دارم،چرا چشماتو می بندی بذار این آخرین بوسه تمام باورت باشم بذار فردا تو این خونه تو آغوش تو پیداشم نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری بذار باور کنم امشب تو هم حال منو داری نمی دونی چه آشوبم از این آرامش خونه از این رویای شیرینی که می دونم نمی مونه چقدر این حس من خوبه،همینکه از تو می میرم همینکه هر نفس امشب هوامو از تو می گیرم نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری بذار باور کنم امشب تو هم حال منو داری
حال من دست خودم نیست دلم از کسی گرفتست که میخوام براش بمیرم ..... باز سرنوشت و قصه های آشنایی باز لحظه های غم انگیز جدایی ...... باز لحظه های نا گزیر دل بریدن بازم آخر راه و حس تلخ نرسیدن ..... پای دنیای تو موندن مثل عاشقای عالم ..... تا منو ببخشی آخر تا دلت بسوزه کمتر ..... مثل آینه روبرومه مثل با تو بودن من ..... دارم از دست تو میرم ، عاشقی کن منو نشکن ..... باز سرنوشت و قصه های آشنایی باز لحظه های غم انگیز جدایی ..... باز لحظه های نا گزیر دل بریدن بازم آخر راه و حس تلخ نرسیدن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه سلام دارم به همه دوستای عزیزم که تو این مدت خیلی به ما لطف داشتن.
از همینجا می خوام از همتون معذرت خواهی کنم، ببخشید که دیر آپ کردمو اینکه نتونستم بیام پیشتون دوستای گلم.از همتون ممنونم که صدف من رو دعا کردید و ببخشید که نمی تونم براتون پیام بزارم ولی تمام آپاتونو می بینم و می خونمشون.
دلم برات تنگ شده جونم ميخوام ببينمت نميتونم بين ما ديوارهاي سنگي فاصله يک عمر ميدونم بغض ترانمو شکستم ميخوام بگم عاشقت هستم تویي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من تویي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته ي من نيمه شب از خوابم پاميشم نيستي پيشم نيستي پيشم بازديوونه ميشم دوريه تو تيشه زد به ريشم نيستي پيشم بي صدا از من خالي ميشم همصدا با بي بالي ميشم گونه هام خيس از شبنم غم نيستي پيشم تویي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من تویي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته ي من
سلام عمر من صدفم. خوبی عزیز دلم؟
دلم برات خیلی تنگ شده.
درست تازه دیشب راه افتادم و امروزم رسیدم اینجا. هنوز چند ساعت نیست که امدم به این شهر ولی همین فاصله برام خیلی زیاد.(میپرسید داستان چیه؟ میگم براتون. من دیشب به سمت یه شهر دیگه برای ادامه درسم راه افتادم و باید تا پایان ترم اینجا بمونم)
ای خدا چرا بین ما فاصله ایجاد میکنی؟
دلت می خواد بفهم چه هدیه ای بهم دادی و من قدرشو نمیدونم؟
دلت می خواد بفهمم کسی که من عاشقشم یه فرشته مهربون؟
دلت می خواد بفهمم که ...
خدایا به حق این روزا و ساعات عزیز، به حق قرآن که تو این ماه نازلش کردی، و به حق علی صدف من رو سالم و سلامت نگهدار.
تویي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من تویي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته ي من
صدف عزیزم مراقب خودت باش. به خدای ستاره ها میسپارمت.